تبلیغات
صورتک
 
صورتک
چشمان سبزت آرزومه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دانیال شاکر
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما درباره ی این وب چیست؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 21 شهریور 1390 :: نویسنده : دانیال شاکر
با چشمات آرامش را به دلم آوردی


                            ولی حیف که دیگه ندیدمت



                                               نمیدونم چه حسی تو دلمه



                                                                ولی هنوز که هنوزه آرزوی دیدار تو دارم



                                                                                به امید خدا





نوع مطلب :
برچسب ها :

جمعه 4 شهریور 1390 :: نویسنده : دانیال شاکر



خیلی دلم گرفته
...





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها :

جمعه 4 شهریور 1390 :: نویسنده : دانیال شاکر
الهی به امید تو...
به امید تو که زندگی با تو آغاز میشه
به امید تو که فقط میشه به تو اعتماد کرد
به امید تو که همه امیدم به توست


              مرا از نا امیدی دور کن...
 

                                        




نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها :

پنجشنبه 3 شهریور 1390 :: نویسنده : دانیال شاکر
خیلی   دلم   برات   تنگ   شده
          به    امید   روزی   که    ببینمت
                دو باره    در گیر     آرامش    بشم

     
  دوستت دارم مهربانم

              




نوع مطلب :
برچسب ها :

چهارشنبه 8 تیر 1390 :: نویسنده : دانیال شاکر

شعر و متن عاشقانه(1)

فقط نگاه کن و بعد هیچ چیز نپرس

به خواب رفتمت از بسته های خالی قرص

به دوست داشتنم بین ِ دوستش داری!

به خواب رفتمت از گریه های تکراری

تماس های کسی ناشناس از خطّ ِ ...

به استخوان ِ سرم زیر حرکت ِ مته

که می شود به رگ و پوست، از تو تیغ کشید

که می شود به تو چسبید و بعد جیغ کشید

که می شود وسط ِ وان، دچار فلسفه شد


که زیر آب فرو رفت... واقعا خفه شد!

که مثل من، ته ِ آهنگ ِ «راک» گریه کنی!

جلوی پاش بیفتی به خاک... گریه کنی

که می شود چمدانت شد و مسافر شد

میان دست تو سیگار بود و شاعر شد

که می شود وسط سینه ات مواد کشید

که بعد، زیر پتو رفت و بعد داد کشید...

به چشم های من ِ بی قرار تکیه زد و

به این توهّم دیوانه وار تکیه زد و

که دیر باشم و از چشم هات زود شود

که مته در وسط ِ
مغز من، عمود شود!

که هی کشیده شوم، در کشاکشت بکشم

که هرچه بود و نخواهد نبود، دود شود...

قرار بود همین شب قرارمان باشد

که روز خوب تو در انتظارمان باشد

قرار شد که از این مستطیل در بروی

قرار شد به سفرهای دورتر بروی

قرار شد دل من، مُهر ِ روی نامه شود

که در توهّم این دودها ادامه شود

که نیست باشم و از آرزوت هست شوم

عرق بریزم و از تو نخورده مست شوم

که به سلامتی یک شکوفه زیر تگرگ

که به سلامتی گوسفند قبل از مرگ

که به سلامتی جام بعدی و گیجی

که به سلامتی مرگ های تدریجی

که به سلامتی خواب های نیمه تمام

که به سلامتی من... که واقعا تنهام!

که به سلامتی سال های دربدری

که به سلامتی تو که راهی ِ سفری...

صدای گریه ی من پشت سال ها غم بود

صدای مته می آمد که توی
مغزم بود

صدای عطر تو که توی خانه ات هستی

صدای گریه ی من در میان بدمستی

صدای گریه ی من توی خنده ی سلاخ!

صدای پرت شدن از سه شنبه ی سوراخ

صدای جر خوردن روی خاطراتی که...

ادامه دادن ِ قلبم به ارتباطی که...

به ارتباط تو با یک خدای تک نفره

به دستگیری تو با مواد منفجره

به ارتباط تو با سوسک های در تختم

که حس کنی چقدَر مثل قبل بدبختم

که ترس دارم از این جنّ داخل کمدم

جنون گرفته ام و مشت می زنم به خودم

دلم گرفته و می خواهمت چه کار کنم؟!

که از خودم که تویی تا کجا فرار کنم؟!

غریبگی ِ تنم در اتاق خوابی که...

به نیمه شب، «
اس ام اس»های بی جوابی که...

به
عشق توی توهّم... به دود و شک که تویی

به یک ترانه ی غمگین ِ مشترک که تویی

به حسّ تیره ی پشتت به لغزش ِ
ناخن

به فال های بد و خوب پشت یک تلفن

فرار می کنم از تو به تو به درد شدن

به گریه های نکرده، به حسّ مرد شدن

فرار می کنم از این سه شنبه ی مسموم

فرار می کنم از یک جواب نامعلوم

سوال کردن ِ من از دلیل هایی که...

فرار می کنم از مستطیل هایی که...

فرار کردن ِ از این چهاردیواری

به یک جهان غم انگیزتر، به بیداری...



دو چشم باز به یک سقف ِ خالی از همه چیز

فقط نگاه کن و هیچ چی نپرس عزیز!

به خواب رفتنم از حسرت ِ هماغوشی ست

که بهترین هدیه، واقعا ً فراموشی ست...

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم

آخ .. تا می بینمت یک جور دیگر می شوم

با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند

یاسم و باران که می بارد معطر می شوم

در لباس آبی از من بیشتر دل می بری

آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم

آنقَدَرها مرد هستم تا بمانم پای تو

می توانم مایه ی ــ گه گاه ــ دلگرمی شوم

میل میل ِ توست اما بی تو باور کن که من

در هجوم بادهای سخت ، پرپر می شوم





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها :

پنجشنبه 2 تیر 1390 :: نویسنده : دانیال شاکر

دلم تنگ ...

دلم تنگ آرزو هایی است که آرزو دارم بهشون برسم

دلم تنگ خواسته ها یی است که می خوام بهشون برسم

...

 





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها :

دوشنبه 30 خرداد 1390 :: نویسنده : دانیال شاکر




نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها :

دوشنبه 30 خرداد 1390 :: نویسنده : دانیال شاکر

نمونه ای از آثار مینیاتور استاد محمود فرشچیان





نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها :

یکشنبه 29 خرداد 1390 :: نویسنده : دانیال شاکر

 بار الهی....

 شرمنده ام،شرمنده ام که نمی توانم آنگونه که شاید و باید شکرت را بجا بیاورم

 شرمنده ام با این که میدانم در محضر تو ام ولی باز در غفلت خودم گناه میکنم

 شرمنده ام با این که همیشه به یادم هستی ولی من از یاد تو غفلت می کنم

 ولی با این همه حال وقتی پشیمان می شم و به سمت تو باز می گردم تو دعوتم رو اجابت

 می کنی وگناهایم را می بخشی ای الرحم الراحمین...

 چگونه میتوانم بزرگی و عظمتت را درک کنم با این که من در پستی خودم غرق شدم

 چگونه در روز محشر می توانم به دیدارت نائل شوم در حالی که کوله بارم ازگناه سنگینی

 می کند ای ستارالعیوب...

 بار الهی من را ببخش در حالی که می دانم گناهایم زیاد است

 بار الهی مبادا یک لحظه من را به حال خود بگذاری که از اینی   که هستم پست تر می شوم

 الهی به امید تو که همه ی امید ها از تو سرچشمه می گیرد





نوع مطلب :
برچسب ها :

جمعه 27 خرداد 1390 :: نویسنده : دانیال شاکر
                    عکس های عاشقانه – قلب های زیبا  - pixfa.net



نوع مطلب : عشق، 
برچسب ها :



( کل صفحات : 2 )    1   2